ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

113

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

( 1 ) پس از رسيدن نامه‌ها و پيك سالار شايستگان به سران « بصره » ، همگى از محتواى نامهء جانبخش و دعوت اصلاحگرانه و بشر دوستانهء حسين عليه السّلام آگاهى يافتند و در همان حال هر كدام نامهء خويش و نام و نشان پيك و آورندهء نامه را محرمانه نگاه داشته و از فاش ساختن جريان و آسيب رسيدن به خود يا پيك فرزند گرانمايه پيامبر مراقبت نمودند ، و رفتند تا در مورد دعوت آن حضرت بينديشند و راهى براى يارى رسانى به حق و پيشواى فضيلت و داد بيابند . در اين ميان تنها كسى كه دستخوش اشتباه گرديد ، « منذر بن جارود » بود كه دخترش ، « بحريه » در خانه « عبيد » بود ، چرا كه او در انديشهء خويش ، نامه و نامه‌رسان و جريان دعوت را از ساخته‌ها و نقشه‌هاى دستگاه اطلاعات و امنيت فاسد و مخوف آن دژخيم خون آشام اموى براى شناسايى دوستداران خاندان وحى و رسالت و مخالفان استبداد سياه اموى پنداشت و با اين تحليل نادرست ، نامه و آورندهء آن را به سوى خود آن جلّاد خونخوار برد و او نيز با خواندن نامهء سوّمين امام نور و آگاهى از محتواى حق‌طلبانه و ضد استبدادى آن ، فرمان اعدام پيك آن حضرت را صادر كرد و با قساوت و بىرحمى ، گردن آن انسان شريف و آزاده را زد . و بدينسان او به اين افتخار بزرگ نايل آمد كه نخستين شهيد قيام آزاديخواهانه و اصلاح‌طلبانه و اختناق ستيز حسين عليه السّلام گردد . « منذر » پس از پى بردن به تحليل اشتباه خود ، سخت پشيمان گرديد ، امّا ديگر چه سود ! ! ! نامهء يكى از سران بصره به حسين عليه السّلام « احنف بن قيس » ، يكى از سران بصره و از دوستداران خاندان وحى و رسالت بود . او پس از دريافت نامهء امام حسين ، در پاسخ آن حضرت ، نامه‌اى گسيل داشت و در آن نامه از جمله نوشت : « امّا بعد ، فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ . » « 1 »

--> ( 1 ) - سورهء 30 ، آيهء 60 .